ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
178
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
مىگويى . به خدا سوگند آن طور كه عثمان عمل مىكرد بر آن حجتى نداشت . چطور ممكن است من همچون او عمل كنم در حالى كه از طرف پروردگارم صاحب دليل روشنى هستم ، و حق با من است . مردم عراق ، به خدا سوگند ، مردم شام بر شما مسلط خواهند شد . مردم به على گفتند : آيا از روى علم و آگاهى اين سخنان را مىگويى ؟ على گفت : آرى ، به خدا سوگند ، هر آنچه را مىگويم از روى علم و آگاهى است . آنان را مىبينم كه در باطل خود جدىاند و شما را مىبينم كه در حق خود سستيد . آنان را مجتمع مىبينم و شما را متفرق . آنان مطيع معاويهاند و شما بر من عاصى هستيد . مردم گفتند : امير المؤمنين ، سخنان تو همه حق است . آيا مىبينى كه معاويه بر ما امير بشود ؟ على گفت : شما امارت و حكومت معاويه را زشت نمىبينيد . حكومت او همراه سلامت و عافيت است اما آن گاه كه معاويه مرد ، سرهايى را مىبينم كه به سن پيرى نمىرسند ، زيرا حكومت آنان تلخ و ناگوار است . اما دربارهء حكومت معاويه از شر آن بر شما نمىترسم ، پس از حكومت معاويه است كه همراه با زحمت و تلخى بيشتر است . سخنان ابو ايوب انصارى سپس ابو ايوب انصارى برخاست و گفت : امير المؤمنين على كه خداوند او را كرامت بخشيده است سخنان خود را به اطلاع كسى كه گوشى شنوا و قلبى حفيظ دارد رسانيده است . خداوند به واسطهء على به ما بخشايش كرده است . بخشايشى كه هيچ گاه نمىتوانيم حق آن را ادا كنيم . به خدا سوگند شما نمىتوانيد دريابيد چه كسى در ميان شماست ، او پسر عموى رسول خدا ( ص ) و بهترين مسلمانان است ، كسى كه شما را درس دين مىآموزد و شما را به جهاد فرا مىخواند . به خدا سوگند شما چشمهايى داريد كه نمىبيند و قلبهايى كه قفل شدهاند . بندگان خدا ، آيا فراموش كرديد كه در دوران جور و ستم زندگى مىكرديد ، تا اين كه امير المؤمنين ، آمد و حق و عدل را در ميان شما جارى كرد ؟ پس شكر نعمت خداوند را به جا آوريد و آلت جنگ را در دست بگيريد و آمادهء جهاد شويد . وقتى كه شما را مىخواند او را جواب دهيد ، آن گاه كه شما را فرمان مىدهد او را اطاعت كنيد . شخصى از اصحاب على برخاست و گفت : يا امير المؤمنين ، اين اموال را به آنان بده ، و بزرگان عرب را بر ديگران برترى ده . همهء مردم همتشان به دست آوردن دنياست و براى